20 April 2010

"Lady Stork" is publishing in Turkey

The book "Lady Stork" is going to get published in Turkey
It has published in Chinese in 2008, in Taiwan.
(Writer: Mohammad Reza Shams) 

فروردین 1389- به‌نقل از خبرگزاری کتاب ایران:  کتاب "خاله‌لک‌لک" نوشته محمدرضا شمس به‌زودی در کشور ترکیه منتشر می‌شود. نگین احتسابیان این کتاب را تصویرگری کرده و تصاویر آن تا حدود زیادی بر متن غالب‌اند. و 


 این کتاب پیش از این  به زبان چینی، در کشور تایوان به‌چاپ رسیده‌است.و 
تصویرسازی‌های این کتاب درسال 1381 در هفتمین بینال تصویرگری بلگراد/ 2003 به‌نمایش درآمده و در کاتالوگ بینال  به‌ چاپ رسیده‌است؛ همچنین این تصویرسازی‌ها در یازدهمین جشنواره کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکر کودکان و نوجوانان نیز لوح تقدیر بخش تصویرسازی را از آن خود کرده‌است.و 
"Lady Stork" has been published in Chinese before (2008), also the illustrations of this book has been participated in the 7th International Biennial of Illustration of Belgrade/ Serbia 2003
and also has won encouragement prize of the Kanoon festival 2005
+
More:

19 April 2010

The book "Cock-a-doodle-doo" is published

 Cock-a-doodle-doo!  I'm glad to see it as a book! It  almost took 4-5 years for this book to get published.
(Writer: Hadis Gholami, Illustrator and graphic designer: Negin Ehtesabian, Ofogh Publication 2010)

اردیبهشت 1389/ کتاب قوقولی‌غوغول با تصویرگری‌های من و نوشته‌های حدیث غلامی، بعد از چندین سال انتظار، توسط نشر افق به چاپ رسید. 


 در این کتاب، نویسنده و تصویرگر سعی کرده‌اند به خلاقیت آزاد و قوه تخیل کودک بهای بیشتری داده و فضای بازیگوشانه‌ای را به کودک ارائه دهند که خواندن و کتاب را با بازی درهم بیامیزد. به‌طوری‌که او را به سویی می‌برد که خودش از لابه‌لای تصاویر و متن چیزهایی را یاد بگیرد ، نه‌این‌که یک روایت داستانی را از اول تا آخر برای بچه تعریف کند، او را به شنونده یا بیننده صرف تقلیل دهد یا به‌طور مستقیم چیزی یادش بدهد. درواقع این کتاب دوستِ همسن‌وسال کودک است، نه یک بزرگ‌ترِ جدی آموزنده. و 
متن این کتاب شامل شعرهای بسیار کوتاهی است، که تنها اطلاعات اندکی درباره‌ی شخصیت هریک از غول‌ها به کودک می‌دهد، و او را آزاد می گذارد تا باقی داستان را خود برای خود روایت کند. تصویرسازی‌ هرکدام از این شخصیت‌ها هم، با کلی خرده‌روایت داستانی دیگری که به کار اضافه می‌کند، آن شخصیت فرضی را میان دنیای تخیلی کودکانه قرار می‌دهد. کودک، خود مفاهیمی چون دوستی، همکاری، کمک، شادی و بازی را در این تصاویر پیدا می کند، و هربار روایت تازه‌ای را برای خود تعریف می‌کند. در آخر کتاب هم،  فقط با تصویر، به‌طور کاملا واضحی به بچه نشان می‌دهد که کلِ ماجرای غول‌ها تخیلی و نمایشی بوده‌، غول‌هایی که هر بچه‌ای می تواند آن‌ها را در ذهنش تخیل کند؛ و بازی خودش را بیافریند.  را بیا


 درعین حال که متن کودکانه و کوتاهش هم آن‌قدر خوب به یاد مخاطب کم‌سن می‌ماند که می‌تواند بارها کتاب را خودش برای خودش بخواند و خصوصیات غول‌ها را با توجه به اشارات تصویری به یاد بیاورد، یا خود به آن شاخ و برگ بدهد. جدا از آن، فکر انواع صدای پا برای شخصیت‌ها، و فرض گرفتن شخصیتی برای آن صداها-یا برعکس خود شروع یک بازی خیالی است که می‌تواند خلاقیت کودک و بزرگسالش را تحریک کند، تا درباره‌ی دیگر شخصیت‌ها و صدای پای فرضی‌شان تخیل و بازی کنند. مثلا این‌که صدایی دربیاورند و از بچه بخواهند شخصیت صاحب آن صدا را تخیل و تعریف کند.
+

05 April 2010

Interview



I had a TV-interview; answering some questions about my art works, talking about the possibility of doing art works as a bridge between different cultures; and also about our recently collaborative art project "IRUS".

این هفته در یک مصاحبه تلویزیونی به سئوالاتی درباره‌ی کارم، و آثارم توضیحاتی دادم. همینطور درباره‌ی پروژه‌ی میان‌فرهنگی آیروس و درباره‌ی پروژه شهرزاد و ارتباطش با صلح، زبان مشترک و پل ارتباطی بین فرهنگ‌ها صحبت کردم. و

+
 گفتند این اول سالی چرا هیچ لبخندی روی لبت نیست. راستش این اولین نوروزی است که من از ایران دورم، و بسیار دلتنگم؛ این برنامه هم مثل پلی بود که من را به آن‌جا وصل می‌کرد و تمام طول برنامه این دلتنگی همراهم بود...خلاصه شما به روی خوش خودتان ببخشید. و
کلی هم که تپق و سوتی ارائه دادم، مثل این‌که ناشر آن کتابم (عروس و داماد زیر باران) افق نیست و "نظر" است. یا این‌که وقتی خبر کاندید شدن آقای احمدرضا احمدی نازنین را شنیدم باید تبریک می‌گفتم، نه‌این‌که فقط زل بزنم توی دوربین و لبخند شعفی بزنم که خودم فکر کرده‌ام باید از این‌طرف هم معلوم باشد! (که بعدا در فیلم دیدم آن هم اصلا معلوم نیست!) من شرمنده‌ام، ولی باور کنید روبروی دوربین یک برنامه زنده، اصلا جای راحتی نیست. و 

You can watch the intervew on Youtube:
Part 1.
Part 2.