31 March 2009

Showcase Book

The cover of the catalog, by Mehran Zamani

The Showcase Book of Iranian Illustrators 2009-10
کتاب سال تصویرگران ایرانی/ 87-88 منتشر شد

My pages in the catalog 

30 March 2009

Farbanoo


شاید اصلاً بهشان توجه نمی‌کردم، مثلاً اگر رفته‌بودی مسافرت. مسواکت را می‌گویم. یا حوله‌‌ات که کنار حوله‌ی من آویزان است. یا روتختی‌ات که دو شب است باز نشده و کتابی که دوستت تازه بهت هدیه داده‌ و ورق نخورده روی مبل است. همان دوستت که حالا با تو پشت میله‌هاست. اصلاً خود خانه. خانه، که تمامش بدجوری از تو خالی است و تمام چیزهای خیلی معمولیش هم حرصم را درمی‌آورند. سبزه را هم یادمان رفت، خشک شد. و 
...
امروز جلوی در دادگاه انقلاب، ماها بودیم و خانواده‌های قاچاقچی‌ها و دلال‌های خرده‌پای مواد مخدر. تماشا می‌کردم که از اینور به آن‌ور می‌روند و داد می‌زند و زندگیشان همیشه این بود که دنبال چیزی بدوند، و این‌ها را تماشا می‌کردم که در محضر قانونمان همین جایی ایستاده بودند، که ما. روی همین پله‌هایی که هر از چندی سربازی نعره‌کشان از آن دورمان می‌کرد؛ انگار که گله‌ای... زنی از من می‌پرسد "مال شما چند گرم بوده؟"  و
...
دوستان نازنینی داری، مدام در حرکت بودند و با نگرانی دنبال چاره‌ای. من که فقط تماشا می‌کردم؛ انگار مجسمه‌ای که بی‌جا نصبش کرده‌باشند... و بعد از دستت عصبانی می‌شوم، چون من دختری نیستم که به‌درد یکی‌به‌دو کردن با این‌ها بخورد، که چرب‌زبانی کند تا راهش بدهند؛ که بتواند وانمود کند پوستش کلفت‌تر از این حرفهاست. بودن و نبودنم اینجا هیچ فرقی به‌حال تو نکرد. هیچکس نمیتواند بفهمد چقدر خسته‌ام. انگار تمام‌ام کیسه‌ای، که از سنگ پر کرده‌اند. و

26 March 2009

209

اندر احوالاتِ آغاز سال نوی ما


+
و طرح‌هایی که برای انجمن دفاع از حقوق زندانیان کشیده‌ام
My illustration to support the sivil society activities for prisoners' rights





17 March 2009

Happy Norouz 88


عید آمد و ما خانه‌ی خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نستاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بی‌دلی آن را ز در خانه براندیم
...

 (اخوان ثالث)

16 March 2009

IRUS ART Exhibition- Denver Show

IRUS Art is an Intercultural Collaborative Art Show between artists in Iran and the USA

Poster of the project, by Saeed Ensafi
این نمایشگاه که محصول کار مشترک گروهی از هنرمندان جوان ایرانی و امریکایی است، روز صبح شنبه اول فروردین ماه (6 عصر شنبه21 مارس) در "آندکن گالری" شهر دنور، واقع در ایالت کلرادو افتتاح می‌شود و تا یک هفته ادامه دارد. این کار مشترک، بر پایه‌ی هنر میان‌فرهنگی و مشترک بین دو کشور و با هدف تبادلات تجارب هنری میان دانشجویان هنر و هنرمندان جوان بین دو کشور، با حمایت گروه آموزشی هنر- رسانه دیجیتال دانشگاه دنور برگزار می‌شود. این نمایشگاه بیشتر براساس هنر معناگرا شکل گرفته‌است و موضوع اصلی آن هم "دیالوگ" است. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید  مراجعه کنید IRUS به وبسایت



هنرمندان:  موره‌شین اللهیاری، نگین احتسابیان، سعید انصافی، مجید ایرایی، اندرو بالدوین، اندرو بلانتون، سحر بردایی، ریچارد برگس، ماهنی تذهیبی، ماری جانیسِوسکی، شبنم خوشدل، معین صمدی ، ندا عظیمی، بیلی فرگوسن، جاش فیشبرن، مجید کاشانی، ماتیو کنتاس، پریس مهتاش، وانا نبی‌پور، ناتالی 
نیگویین و الیزابت هنریش

Logo of the project, by Saeed Ensafi
Shahrzad on Rocks 
Waters and ink on rockes, by Negin ehtesabian
Collaborators: Mathew Contos and Marie Janiszewski
+ My Premier Works

 
Life and Lines
Photography, Digital Graphic, Wire, Paper
by Negin Ehtesabian, Paris Mahtash and Shabnam Khoshdel
Collaborator: Elizabeth Henrichs
+ Our Premier works

Ours
Mixed Media, by Joshua Fishburn and Natalie Nguyen
Collaborators: Negin Ehtesabian and Vana Nabipour
+ My Works

Scheherazade and Mark Twain Wall

این پروژه هیچگونه هدف سیاسی و تجاری ندارد و تنها به‌قصد تولید آثار هنری مشترک بین‌فرهنگی انجام شده‌است

15 March 2009

2009-Persian Dreams: Group illustration Exhibition in Italy, Bologna

Dreams drawings dreams
21st-29th March 2009
In “Giulio Cavazza”
Quartiere Santo Stefano, via Santo Stefano 119 
Bologna


نمایشگاه گروهی تصویرگری ایرانی
 اول تا نهم فروردین ماه 88 / گالری ژولیو کاوازا، بولونیا، ایتالیا
با نام رویاهای ترسیم رویاها
همزمان با بزرگترین نمایشگاه بین المللی کتاب کودک جهان
با حضور 23 هنرمند ایرانی با بیش از 60 اثر

Illustrators: HamidReza Akram, Ali Amekan, Hassan Amekan, Neda Azimi, Raheleh Barkhordari, Negin Ehtesabian, Banafsheh Erfanian, Sahar Haghgu, Solmaz Joshghani, Sharareh Khosravani, Haleh Ladan, Farid Molai, Amir Nasaji, Karim Nasr, Pejman Rahimizadeh, Amir ShaabaniPour, Nayereh Taghavi, Shahab Tondar ...

P.S. Exhibition Photos: (by Neda Azimi)


The city of Bologna hosts a significant artistic event that offers to the citizens the possibility to discover Iranian art through children’s book illustrations.This exhibition displays different works realized with a variety of techniques. The exhibition is organized by the Library Amilcar Cabral and Serendipità Società Cooperativa, with the sponsorship of Quartiere Santo Stefano and the support of IBC Soprintendenza per i Beni Librari e Documentari Emilia-Romagna.
Every day from 10 to 13 and from 16 to 20 / Tuesday and Thursday from 10 to 20
More info http://www.serendipitaeditrice.it/

The cover of the catalog
My page in the catalog
شهر بولونیا، میزبان تعداد قابل‌توجهی از آثار هنرمندانه‌ای است که به شهروندان آن امکان کشف‌ هنر ایرانی را از طریق تصویرگری کتاب کودک می‌دهد.
رویا، سرنخ سرخی که بازدیدکنندگان را در میان "رویاهای ترسیم رویاها" راهنمایی می‌کند؛ سفری در میان بیشتر از 60 تصویرسازی از 25 هنرمند ایرانی: نمایشگاهی که می‌تواند راهی برای کشف فرهنگی دیگر باشد که با قدرت سنت خاص و شخصی خویش را یادآوری می‌کند، ولی همزمان پالودگی ارتباطیش را با هنر و فرهنگ غرب نشان می‌دهد.
ماهرانه‌اند.ترکیب‌بندی و درهم‌آمیز‌ها تازه و گاه غافلگیر‌کننده‌اند. و 
"فلیچیتا فررارو" مدیر موسسه فرهنگی ایتالیا در تهران از سال 2000 تا 2008، این نمایشگاه را افتتاح کرد.وی در 2008 هم یک ورک‌شاپ ایرانی-ایتالیایی را با گروهی از تصویرگران ایرانی برنامه‌ریزی کرده‌بود؛ که حاصل آن کتابی به‌نام " 100 دستورغذای خوشمزه ایتالیایی با 100 تصویرگری هنرمندانه‌ی ایرانی" بود. و 


این نمایشگاه حاصل تلاش شخصی و رایزنی های فرهنگی- هنری ندا عظیمی، برای معرفی هنر تصویرگری ایران بوده‌است*.

Info
Library Amilcar Cabral – 051 581464
\Srendipità – 051 4074125

13 March 2009

Bandar-Torkaman, March 2009

اسفند 87، بندر ترکمن و آشوراده

اسکله‌ی قدیمی/ جزیره‌ی باکلان‌های مهاجر
جزیره صدفی آشوراده- که البته صدفی در این تصویر نیست! و
از بندترکن، با قایق موتوری به آشوراده رفتیم
گرافیتی- به‌نظر دختری گیتارنواز می‌آید
هوای شیشه‌ای توی راه- شیشه‌ی شکسته
مسیر اطراف روستای زاغمرز سراسر از گل‌های "کلزا" پوشیده‌شده بود؛ از دانه‌های این گل‌های زرد، روغن مایع می‌گیرند 

بندرترکمن بسیار متفاوت از شهرهای دیگر به‌نظرم رسید. نه حتی به‌خاطر جغرافیایش بلکه بیشتر به‌خاطر مردمش. چیزی که از همه برایم جذاب‌تر بود، نحوه‌ی لباس پوشیدن و رفتار مردمش بود. یک‌جور وقار و غرور آمیخته با حرکات و نگاهشان. انگار که فرهنگ عاشیقی و حماسی در گوشت و خونشان باشد. زن‌هایشان که تماشایی‌ بودند؛ اغلب بلوز و دامن‌های رنگارنگ و نه‌چندان گشاد، با روسری‌های زیبای ترکمنی پوشیده‌بودند که با چشم‌های مورب و چهره‌های ظریفشان ترکیب قصه‌واری می‌ساخت. باید یک‌بار به‌قصد مردم‌نگری/نگاری به آن‌جا سر بزنم. و 

12 March 2009

Miankaleh, March 2009

میانکاله، اسفند 87
یام‌تور- کارشناس پرنده‌نگری و راهنما: آقای عرفان منصوری

دریاچه‌ی باغ عباس‌آباد- این دریاچه طبیعی نیست و شاه‌عباس صفوی آن را با بستن سد و کشیدن کانال ایجادکرده‌است. کل این امارت و باغ را هم پیشکش و مهر زنی  مازندرانی به‌نام اشرف می‌کند که گویا در یکی از سفرهای با لباس مبدلش بدجوری دل و دینش را برده‌ و وقتی او را از پدرش خواستگاری می‌کند، جواب می‌شنود که اگر تو واقعا پادشاهی، باید هدیه‌ای شاهانه مهر دخترم کنی؛ و شاه‌عباس هم کل منطقه‌ی خرگوران را می‌خرد و شهری به‌نام اشرف‌البلاد بنا می‌کند (بهشهر امروزی) و چندین هزار گرجی را از قفقاز به آن می‌کوچاند.  این امارت و باغ را هم برای سکونت اشرف و اقامت خودش در سفرهای مازندران بنا می‌کند. و 
اغلب "کشیم"ها و اردک‌های سرسبز رفته بودند و پلیکانی هم ندیدیم. فلامینگوها هم خیلی کم شده‌بودند، اما درعوض توانستیم خیلی بهشان نزدیک بشویم
بیشترین چیزی که درباره میانکاله دوست دارم، قدم‌زدن در تالاب است. انگار که داری روی دریا راه می‌روی، خیلی سوررئال است. اصلا به‌نظر نمی‌رسد عمق آب اینقدر کم است، آن‌هم به این مساحت.و 
پرواز فلامینگوها در نزدیکی‌ات مسحورکننده است. هیچ باورت نمی‌شود هیکل به آن بزرگی بالای سرت توی آسمان است.و
اینجا آقای منصوری دارد توضیح می‌دهد که وقتی می‌خواهید به فلامینگوها نزدیک‌تر بشوید، دست‌هایتان را مثل بال باز کنید و به هم بزنید تا آن‌ها فکر کنند شما هم یک نوع پرنده‌اید. فکر کنید چقدر خنگند این فلامینگوها!و 

رنگ‌های جادویی کف دریاچه
گربه‌ها در حیاط اقامتگاه
دشت ناز خیس - که این‌بار خیلی ناز کرد و راهمان نداد- چون فصل بارداری گوزن‌های زرد بود