29 December 2008

تازه‌گی


یک- چرخیدن بیرون دایره‌‌ها
خیلی اتفاقی، پیشنهاد همکاری در پروژه‌ای سراغت می‌آید که نه نرم‌افزارهای مربوط به آن را بلدی و نه تجربه‌‌ای در آن حیطه‌ی خاص داری. اما همیشه دوست داشتی تجربه‌اش کنی. از لحظه‌ی شروع، سرزندگی می‌آغازد: هیجان تازه‌گی، بی‌قیدی مبتدی بودن، شور آموختن.
وارد شدن به یک دنیای تازه و آشنایی تدریجی با دایره واژگانی حرفه‌ای و ارتباطیش، مثل یاد گرفتن یک زبان تازه است؛ و آموختن از ابتدا، اضافه‌کردن یک دایره‌ی تازه به مجموعه دایره‌هایی که اطرافت می‌چینی.
بزرگی دایره‌ها چه اهمیتی دارد، که بخواهی وسط یک دایره‌ بمانی و هی بزرگ‌ترش کنی و دغدغه‌هایت رنگ ثابت و یکنواختی بگیرند. من که یک صفحه‌ی نامحدود خالخالی را به دایره‌ای که فقط بزرگ‌تر می‌شود تا بیشتر دیده شود، ترجیح می‌دهم. به خصوص این که، هر حرفه‌ای دنیا و آدم‌های مخصوص به خودش را دارد، قواعد حاشیه‌ای که باید بپذیری. وقتی در تمام آن‌ها باشی، درواقع از هیچ‌کدامشان نیستی.

دو- اولین‌ها
اولین‌ثبت‌شده‌ها همیشه هیجان‌انگیزترین‌ها هستند. ابعادشان مهم نیست. وقتی اثرت برای اولین بار چاپ و درواقع تکثیر می‌شود، تجربه‌ی حسی را همراه دارد که شبیه سلب مالکیت، درعین ارتباط است.
انگار بچه‌ات را بفرستی مدرسه. اکثر مادرها اولش شوکه می‌شوند، چون قرار است فرزندشان ساعات طولانی دور از آن‌ها زندگی کند و تجاربی کسب کند که دیگر در آن‌ها حضور ندارند و طبعاً هیچ کنترلی هم نمی‌توانند رویش داشته‌باشند.
آثار آدم هم اینطوری است، به‌محض این‌که تکثیر می‌شود، دیگر کنترل و اختیاری روی آن نداری. نمی‌دانی کجاها می‌رود و توسط چه کسانی خوانده-دیده می‌شود ‌و بعد از تعبیر و تفسیرهای مختلف و از دریچه‌ی چشم‌های متفاوت،‌به چه شکلی درمی‌آید. تناقض عجیبی دارد؛ چه، در عین حال، اثر با نامت برای همیشه به تو متصل می‌شود در حالی‌که دیگر متعلق به تو نیست. / دیگرکنترلی روی آن نداری. احساس آن لحظه‌ای که درونت-به‌ناچار- به اثر می‌گوید:" برو وازین‌پس هرطور مایلی برای خودت زندگی کن!"، آن ترس و شوق مادرانه‌ در بریدنِ ناف، انگار که قسمتی از درونت را رها می‌کنی تا به راه خودش برود... و دیگر تو نباشد. درعین حال که قسمتی از تو هم هست؛ که همیشه خواهد بود.

25 December 2008

Dictionary's Illustration: Zebra


شرکت در سومين نمايشگاه بين‌المللي تصويرگري لغت‌نامه‌ها باعنوان "'گورخرو
در گالری آریا/ 26 آذرماه  تا 2 دی1387
Participating in the Third International Exhibition Of Dictionary's Illustration
The theme: Zebra
In Aria Gallery, Tehran

my Zebra in the exhibition
+

20 December 2008

19 December 2008

Persian Leopard


Character Design for Baby Persian Leopard
for an NGO


پیش‌طرح کاراکتر بچه‌یوزپلنگ ایرانی
سفارش‌دهنده، زیرگروه یک موسسه‌ی حمایت از گونه‌های زیست‌محیطی است، که برای حفاظت از "پلنگ ایرانی"‌ فعالیت می‌کند.
این زیرگروه، قصد دارد یک‌سری کار آموزشی و تبلیغاتی برای بچه‌های ساکن مناطق زیستی این پلنگ انجام بدهد و آن‌ها را با ارزش این گونه‌ی روبه‌انقراض آشنا کند. مثل استفاده از یک کاراکتر مخصوص برای انیمیشن، بروشورهای آموزشی، ساخت عروسک و یا چاپ روی محصولات تبلیغاتی.


17 December 2008

Miankaleh, Dec. 2008

آذر 87، میانکاله

میانکاله شبه‌جزیره‌ای است، در شمال شهر بهشهر(استان مازندران) ونامش دگرگون‌شده‌ی نام"میان‌قلعه" است. هنوز روستایی به همین نام در این شبه‌جزیره هست.در بخشی از شبه‌جزیره، تالاب صدهزار هکتاری میانکاله قرار دارد، که میزبان زندگی بیش از چهل گونه پرنده است و هرساله سراسر تالاب را دسته‌های بزرگ پرندگان مهاجر می‌پوشاند و اگر اهل پرنده‌نگری* باشید، شانس ویژه‌ای برای دیدن پرندگان از فاصله‌های بسیار نزدیک دارید. در این منطقه باتلاق، آبگیر، بوته‌زار، دشت سبز و شنزار در مجموعه‌ای بی‌نظیر کنار هم قرار می‌گیرند و عمق تالاب هم تا کیلومترها از زانوی یک آدم متوسط فراتر نمی‌رود. و 

تالاب لپو در شبه‌جزیره میانکاله
فلامینگوهای مهاجر
دشت میانکاله 
شنزار میانکاله
دشت‌ناز (این یکی عکس مربوط به سال 83  است که گوزن‌ها خیلی نزدیک آمدند، این عکس را یکی از همسفران گرفته‌بود) و
دشت ناز، یک جنگل حفاظت‌شده‌ در همین منطقه است، که در آن از گوزن ‌زرد که از گونه‌های در خطر انقراض ایران است، حفاظت می‌کنند. این گوزن بومی این‌جا نیست، آن‌ها را این‌جا پرورش می‌دهند و بعد به زیستگاه اصلیشان منتقل می‌کنند


 تقریبا هربار به این منطقه آمده‌ام، شاهد مشکلات زیست‌محیطی بیشتری که از سوی سازمان‌های دولتی برای این منطقه پیش می‌آید، بوده‌ام. مشکلی که هم‌اکنون محیط زیست این منطقه را تهدید می‌کند، ساخت جاده‌ای در وسط این تالاب است، که با دونیم کردن تالاب، بسیاری از گونه‌های آن را در خطر انقراض قرار می‌دهد. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به وبلاگ دیده‌بان میانکاله که توسط مسئوول انجمن دیده‌بان میانکاله آقایحر منصوری مدیریت می‌شود، و همینطور آشیانه سبز میانکاله که توسط آقای محمود برات‌نژاد مسئول شرکت توریستی-گردشگری خانه طبیعت میانکاله مدیریت می‌شود سر بزنید. و
---------------------------------------
و چند عکس دیگر از منطقه که همسفران گرفته‌اند

وقتی تلسکوپ زوم می‌کند روی تصویر پرنده‌ای در بیست یا پنجاه قدمی‌ات، جوری که می‌توانی پرزهای بالای نوکش را هم ببینی، و حرکت مژک‌های سر بال‌هایش را؛ احساس بی نظیری را تجربه می‌کنی. وقتی با دقت به یک پرنده نگاه ‌کنی تا مثلا از روی رنگش یا فرم بالش بخواهی بفهمی نر است یا ماده، بالغ است یا نابالغ ، از شمال می‌آید یا جنوب، مهاجر است یا مقیم، یا لجن‌خوار است یا ماهیخوار یا حشره‌خوار...تازه می‌فهمی که انگار تا به‌حال اصلاً پرنده ندیده‌ بودی. گرچه من هنوز هیچی نشده نصف نشانه‌ها را یادم رفته‌است!و
چند عکس از همسفران: و
 انارهای خشک‌شده‌ی دشت- منظره‌ی درختان سرخ از شکوفه در اردیبهشت‌ماه دیدنی است
زمین‌های باتلاقی کم‌عمق کناره‌ی تالاب/ اگر چند ثانیه یک جا بایستی چکمه‌ات چند سانت توی زمین فرو می‌رود و گیر می‌کند
عکاسی از فلامینگوها


یام‌تور- راهنما و کارشناس پرنده‌نگری: آقای محمود برات‌نژاد
 (Bird-Watching) / پرنده‌نگری

07 December 2008

تصویرهای کافی برای آدم بزرگ‌ها

مقاله‌ام درباره‌ی تصویرگری برای بزرگسالان، در فصلنامه‌ی خط‌خطی چاپ شده‌است. متن آن این‌جا قابل دسترسی است: تصویرهای کافی برای آدم بزرگ‌ها